تبليغاتX
تازه‌ترين اخبار حوادث و رويدادهاي اجتماعي را در حادثه آنلاين بخوانيد
 
‹‹‹ اخبار و تحليل حوادث و رويدادهاي اجتماعی ›››
 

«محمد»، 19 ساله، دانش‌آموز، فاقد سابقه کيفري

اتهام شما ارتکاب قتل عمدي است _ارتکاب قتل را مي‌پذيرم

مادر مقتول: فرزندم در حالي که در خون غوطه‌ور بود، گفت: «محمد»، مرا کشت...

ساعت 10 صبح دهم فروردين سال 1386

«محمد» و دوستش در حالي که در روزهاي تعطيل سال نو بسر مي‌بردند، سفري کوتاه، ولي سرنوشت‌ساز را در محيط روستاي کوچکشان آغاز کردند.

«محمد»، رانندگي موتورسيکلت هونداي پدرش را به «حبيب‌اله» سپرد و هر دو با شور و هيجاني وافر، کوچه به کوچه را پيمودند؛ غافل از آن که تا دقايقي ديگر بزرگترين اشتباه زندگي را تجربه کرده و در تصميم خودساخته خود گرفتار خواهند شد.

به گزارش ايسنا، «محمد» در تشريح حادثه مي‌گويد: هر روز چاقويي را دنبال خود مي‌بردم تا در زمان بازي فوتبال به وسيله آن، توپ‌ها را پاره کرده و روي هم بيندازم. آن روز هم تنها به اين منظور، اين وسيله را همراه داشتم. لحظاتي پس از حرکت موتورسيکلت به کوچه تنگي رسيديم و عبور ما مصادف شد با حضور «محسن – م» که در حا ل طي مسير از کنار ما بود. نمي‌دانم چه اتفاقي افتاد، ولي بدنه ماشين او به ما اصابت کرد و به زمين خورديم، اما او متوقف نشد و به راهش ادامه داد و در فاصله‌اي دورتر از ماشين پياده شد. خونم به جوش آمده بود، «حبيب» هم مرا تحريک کرد تا برگرديم و با او درگير شويم.

«محمد» ادامه مي‌دهد: سوار موتور شديم و قبل از آن که «محسن» بتواند صحنه را ترک کند، خودمان را به او رسانديم؛ چون مي‌شناختمش و نسبت فاميلي هم داشتيم، بدون سلام به طرفش رفتم و گفتم: «چرا در جهت خودت حرکت نکردي و به ما زدي؟» و او در پاسخ چيزخاصي نگفت و سرش را زير انداخت و رفت. شروع به فحاشي کردم و در اين لحظه، او به سرعت به سمت من آمد و شروع به زدن من و دوستم کرد. کنترلم را از دست داده بودم و فقط به انتقام فکر مي‌کردم، از اين رو چاقويي که همراهم داشتم را از جيبم خارج کرده و در شرايط نامتعادلي، چندين ضربه به او زدم. «محسن» آهسته بر روي زمين افتاد.

تشريح احساس بعد از جنايت

هراس وجودم را فرا گرفته بود، به سراغش رفتم و گفتم: «بايد تو را به بيمارستان برسانم»، ولي ديگر دير شده بود و من راهي جز فرار، پيش‌ رو نداشتم. با دوستم سوار موتور شديم و از معرکه گريختيم. در شهر نجف‌آباد، از او جدا شدم و به خانه خاله‌ام رفتم و سپس پدرم به سراغم آمد و مرا به منزل برد و بعد هم تسليم پليس شدم.

قرار بود مراسم عروسي‌اش را جشن بگيريم

پس از اظهارات متهم، «حسين» پدر مقتول در بيان شکايتش رو به دادگاه گفت: 60 سال دارم و کشاورز و داراي 8 فرزند هستم که «محسن» گل آنها بود، قرار گذاشته بوديم چهاردهم فروردين ماه عروسي کند.

او با اشاره به دختر جواني که در دادگاه حضور داشت، ادامه داد: اين زن، عروس «محسن» بود و با آرزوهاي فراوان پا به خانه ما گذاشت، ولي اين جوان جان شوهرش را گرفت و در آستانه کوچه‌اي که بايستي چراغهاي يک پيوند آويزان مي‌شد، نصب پارچه‌هاي سياه را به ما تحميل کرد. فرزندم را با مشقت فراوان و با نان کارگري بزرگ کردم، ولي اين فرد، او را به سادگي از بين برد و از دادگاه تنها تقاضاي قصاص دارم.

پسرم غوطه‌ور در خون گفت كه «محمد»، مرا كشت

«پروين» مادر 47 ساله مقتول نيز در بيان شکايتش به دادگاه گفت: قاتل، نوه خواهر همسرم است، او را مي‌شناختيم و شب قبل از اين ماجرا نيز به منزل ما آمده بود؛ غافل از اين که فردا، او قاتل پسر من خواهد بود. وقتي صداي فرياد مردم را شنيدم، خودم را به صحنه رساندم. «محسن» روي زمين افتاده و خون تمام زمين را گرفته بود. بالاي سرش رفتم و شنيدم که او گفت: «محمد» مرا کشت. از دادگاه درخواست مجازات قاتل را دارم.

متوجه کاري که کردم، نبودم

با شنيدن اين سخنان، «محمد» بار ديگر در جايگاه مخصوص قرار گرفت:

__«محمد، 19 ساله، دانش‌آموز و فاقد سابقه کيفري؛ اتهام شما ارتکاب قتل عمدي است، آيا در اين خصوص مطلب ديگري براي طرح در دادگاه داري؟»

- «محمد با پذيرش اتهام قتل عمد، گفت: همه‌چيز ناگهاني رخ داد و اصلا متوجه کاري که کردم، نبودم.»

در آخرين لحظات «محمد» فرصت يافت تا با طلب بخشش از خانواده مقتول تقاضاي گذشت کند، ولي او بيش از آن که به راضي کردن خانواده بپردازد، جواني کرد و به مجادله لفظي با آنها پرداخت.

قضات شعبه 17 کيفري استان اصفهان با شنيدن اين سخنان و دفاعيات وکيل متهم، او را به سبب ارتکاب قتل عمدي مقصر شناخته و به قصاص نفس محکوم کردند.

وقتي تضمين شيطان را پذيرفتيم، عملا در مسير نابودي قدم گذاشته‌ايم

بر اساس تحقيقات به عمل آمده، در حال حاضر با تقسيم‌بندي و بررسي ميزان جرايم در گروه سني نوجوانان و جوانان بيشترين جرم ارتکابي و بزه منتسب به پسران، نزاع و چاقوکشي و ايراد ضرب و جرح عمدي و بعضا قتل است و در اين ميان اعتياد را نيز نمي‌توان در صدر اين جرايم ناديده گرفت و شايد بتوان گفت تمامي آنچه با عناوين مجرمانه مي‌شناسيم، بگونه‌اي مستقيم و يا با واسطه به مقوله اعتياد و مواد مخدر ارتباط دارد.

دوران نوجواني، موقعيتي است كه فرد در آن بزرگ شده، ولي بزرگ پنداشته نمي‌شود

نوجوان، هر تصميمي را تجاوز والدين و بزرگترها به اهداف و مرزهاي خود مي‌داند

هجوم والدين به نوجوان از او، فردي عصبي و پرخاشگر مي‌سازد

به اعتقاد كارشناسان مسائل اجتماعي، اين كه نوجوانان و جوانان پسر به انواعي از جرايم همچون «درگير شدن» بيشتر گرايش دارند، ارتباطي دقيق با شرايط موجود در آنها دارد؛ به اين معني كه جوان و نوجوان فردي‌ است سرشار از خصوصياتي که او را بيشتر متمايل به جنگندگي و ستيز مي‌کند تا مصالحه و سازش با ديگران و شايد به همين دليل است که دوران نوجواني را به توفاني‌ترين ايام عمر آدمي تشبيه مي‌کنند؛ موقعيتي خطير که فرد در آن بزرگ شده، ولي بزرگ پنداشته نمي‌شود و مرتبا در مقابل انتظارات درست و اشتباه ديگران قرار مي‌گيرد.

بر اين اساس او، فردي است که مرتبا ساز مخالف مي‌زند و هر تصميمي را تجاوز والدين و بزرگترها به اهداف و مرزهاي خود مي‌داند؛ البته اين مخالفت‌ها برآيند استقلال‌طلبي و ايجاد محيطي امن براي يک زندگي مرفه و آزاد است و در اين شرايط ، او عليرغم تعلقات فراوان به خانواده و نياز به داشتن تفاهم و درک متقابل مرتبا مورد هجوم و انتقاد قرار مي‌گيرد و همين موضوع از او، فردي عصبي و پرخاشگر مي‌سازد و چنانچه والدين نسبت به اين خصوصيات آگاهي نداشته باشند، بحران نوجواني و جواني به درگيري و نداشتن مفاهمه مثبت گرائيده و در نهايت به عصيان و سرکشي منجر مي‌شود.

گروه‌هاي خلافكار از فاصله ايجاد شده ميان والدين و نوجوان بهترين بهره ممكن را مي‌برند

دوستان ناباب در صف افراد منتقد نوجوان قرار نمي‌گيرند

افراد مسأله‌دار، فرد را در وضعيتي قرار مي‌دهند که راهي جز ارتکاب جنايت و جنحه برايش باقي نمي‌ماند

سيد ضياء‌الدين فائق، پژوهشگر آسيب‌هاي اجتماعي در اين باره اذعان مي‌كند: اين جدايي و فاصله را بايد خطرناک تلقي کرد، زيرا موجب رهايي فرد در دنياي آزاد پيرامون شده و گروه‌هاي خلافكار از آن به بهترين شکل ممکن بهره مي‌برند و گاه نيز نه به صورت سازمان‌يافته، بلکه اتفاقي، فرد به هدف دوستان ناباب مبدل مي‌شود و در سايه اين افراد مي‌تواند قدرت، اعتقادات و باورهاي درست و غلط خود را به ظهور و ثبوت برساند، زيرا دوستان ناباب تمامي کارهاي او را تائيد مي‌کنند و اصولا در صف افراد منتقد او قرار نمي‌گيرند و اين درست شيوه افراد تبهکار است؛ به اين معني که آنها در فرمت ذهني شخص تغيير ايجاد و نرم‌افزارهاي کاربردي خود را در ذهن شخص جاسازي مي‌کنند.

وي در توضيح بيشتر اين موضوع به خبرنگار «حوادث» ايسنا مي‌گويد: براي نمونه ممکن است يک دوست خوب و يا والدين، فرد نوجوان را از هر گونه جدال لفظي منع و گذشت را در مقابل تهاجم توصيه و تجويز کنند، ولي دوستان ناباب و مسأله‌دار درست خلاف اين مسأله را با ترکيبي از فرمول‌هاي مرتبط با شخصيت و خلقيات فرد به او مي‌خورانند، يعني فرد را تحريک مي‌کنند و با بزرگ کردن وجوه خشن، تند و وسوسه‌هاي وهم‌انگيز و افزايش غرور، او را به سمتي خطرناک هدايت مي‌کنند. مثلا در جريان نزاع‌هاي دسته‌جمعي، خود مي‌ايستند و به يکي از اين افراد ساده‌لوح مي‌گويند که «تو بزن و فرار کن!» و يا فرد را در وضعيتي قرار مي‌دهند که راهي جز ارتکاب جنايت و جنحه برايش باقي نمي‌ماند.

فرمانبري جوان از گروه همسالان بيانگر استقلالي فاقد محتوا و پذيرش ارزش‌هايي است كه شايد منطقي نباشند

نتايج بررسي‌هاي صورت گرفته در اين باره حاكي از آنست كه آنچه جوان انجام مي‌دهد، صرفا به جهت قرار گرفتن در اين ايام پرمخاطره است و فرمانبري از گروه همسالان براي او بيانگر استقلالي فاقد محتوا و پذيرش ارزش‌هايي است که شايد اصلا منطقي و درست هم نباشد و به نوعي قانون‌ستيزي و گريز از هنجارهاي عام نيز تلقي شود، اما بالاخره او جوان است.

مصرف کنندگان مواد براي گرفتن تاييد رفتار خود سعي مي‌کنند ديگران را وادار به همراهي و همدلي با خود كنند

نوجوانان به تعلق به يک گروه نيازمندند؛ اگر مكان‌هاي ايمن كم باشد، پيوستن به گروه‌هاي مصرف‌كننده مواد بسيار آسان است

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، بر اساس مطالعات انجام شده، تقريباً در 60 درصد موارد، اولين مصرف مواد مخدر در مهماني‌هاي دوستانه و به دنبال تعارف دوستان و در گروه همسالان رخ مي‌دهد، چراكه مصرف کنندگان مواد براي گرفتن تاييد رفتار خود از ديگران سعي مي‌کنند تا آنان را وادار به همراهي و همدلي با خود كنند، از اين رو نوجوانان به تعلق به يک گروه نيازمندند و در شرايطي که گروه‌هاي مثبت، مفيد و مکانهاي کاملا ايمن کم باشد، متاسفانه اغلب پيوستن به گروه‌هايي که مواد مصرف مي‌کنند، بسيار آسان است.

نوجوانان در صورت هدايت صحيح نشدن، مقابل هر اتفاقي مقاومت مي‌کنند و دست به رفتارهايي غيرقابل پيش‌بيني مي‌زنند

بر اساس آمار نوع جرايم نوجوانان، يك تصميم‌گيري آني، آنها را وارد دعواهايي ناخواسته كرده است

فائق در اين رابطه به خانواده‌ها هشدار مي‌دهد كه نوجوانان و جوانان در صورت هدايت صحيح نشدن و گرايش پيدا كردن به گروه‌هاي ناسالم و گرفتار شدن در چنگال عصبانيت، به افرادي خشمگين مبدل مي‌شوند که در مقابل هر اتفاقي که با انديشه و خواست آنها، چه درست و چه غلط همخواني نداشته باشد، بايستند و مقاومت کنند و دست به رفتارهايي غيرقابل پيش‌بيني بزنند؛ گرچه يک پژوهش جهاني نيز مؤيد آنست که کودکان و نوجوانان و جوانان نسل امروز، عصبي‌تر، پرخاشگرتر، افسرده‌تر و پرتوقع‌تر و البته استقلال‌طلب‌تر از گذشتگان هستند، اما به طور کلي آمارهايي که بيانگر نوع جرايم در اين گروه است نيز نشان مي‌دهد که آنها در يک تصميم‌گيري آني و نه به دنبال برنامه‌ريزي و مهندسي خاص وارد دعوايي ناخواسته شده و بعضا مرتکب جنايت هم شده‌اند.

خشم و عصبيت را مي‌توان با آموزش به حداقل رساند و يا نوسانش را تنظيم كرد

اين پژوهشگر با بيان اين كه انسان زماني‌كه دچار تهديد مي‌شود، از خود پرخاشگري بروز مي‌دهد به ايسنا مي‌گويد: خشم، عصبيت و پرخاشگري با اقدامات متعاقبي مانند نزاع، درگيري و يک رفتار دفاعي آميخته شده است؛ اما مي‌توان آن را با آموزش کاهش داد و يا تحريک و نوساناتش را تنظيم کرد و بر اين اساس مجموعه تحولات اجتماعي، سياسي، اقتصادي و رفتاري در والدين و محيط پيرامون و مدرسه و مندرجات رسانه‌ها و مطالب سمعي و بصري و حتي اقدامات نهادهاي نظم‌دهنده مي‌تواند در يادگيري فرد موثر باشد.

وي، «محمد»، متهم پرونده قتلي كه پيش از اين تشريح شد را نيز يکي از همين افراد مي‌داند كه پرخاشگر، تندخو و سلطه‌طلب است.

فائق مي‌گويد: اين متهم در جريان محاکمه مرتبا گريه مي‌کرد، نادم و پشيماني سراسر وجودش را فرا گرفته بود؛ چون مي‌داند که عملش منتهي به جنايت شده و از اين رو با استيصال مي‌خواهد که بخشيده شود. شايد اگر در ذهن او کنکاش شود، فکر کند که اگر آن روز به جاي برگشتن به سمت مقتول به سمت ديگري رفته بود، هرگز اين اتفاق رخ نمي‌داد و امروز در شرايطي متفاوت قرار مي‌گرفت، اما اگرهايي وجود دارد و آن، اين که فرد از قبل براي چنين وضعيتي تربيت شده باشد.

بعضا نه تنها در مسير آموزش مهارتهاي کنترل خشم قدم برنداشته‌ايم بلكه زمينه‌هاي بروز خشونت را نيز رواج داده‌ايم

اين پژوهشگر مسائل اجتماعي با تأكيد بر اين كه بعضا نه تنها در مسير آموزش مهارتهاي کنترل خشم در دوران کودکي، نوجواني و جواني قدم برنداشته‌ايم، بلکه زمينه‌هاي بروز خشونت را نيز رواج داده و به نمايش گذاشته‌ايم، تصريح مي‌كند: در حالي که يک پژوهش جهاني مي‌گويد: کودکان جامعه امروز تا سن بلوغ، هزاران ساعت فيلم خشن سراسر تجاوز و پر زد و خورد را مشاهده مي‌کنند و حال پرسشي كه در اين ميان مطرح مي‌شود، اينست كه ما و رسانه‌هاي ما تا چه ميزان در تعديل اين وضعيت کوشيده‌ايم؟!

سارقان امروز، جوان، خام، بي‌تجربه و بي‌اطلاع هستند!

آدمهاي حرفه‌اي حتي در وضعيت‌هاي خطرناک هم چاقو به دنبال خود نمي‌برند

فائق به تحقيقي كه در اين باره انجام داده، اشاره مي‌كند و به ايسنا مي‌گويد: در پرس و جويي، از مرد ميانسالي که اتفاقا سارق معروف و بنامي هم بود، پرسيدم که «به نظر شما، استفاده از سلاح در سرقت، کار چه افرادي است؟» و او در پاسخي هوشمندانه گفت: «سارقان امروز، جوان، خام، بي‌تجربه و بي‌اطلاع هستند!» با تعجب پرسيدم: «منظورتان چيست؟» و آن شخص پاسخ داد: «سرقت با سلاح يعني کشتن، درگيري و مجازات مرگ، آدمهاي حرفه‌اي حتي در وضعيت‌هاي خطرناک هم چاقو به دنبال خود نمي‌برند، زيرا مي‌دانند که ممکن است ناچار به استفاده از آن شوند.»

اولين تصميم، منطقي‌ترين تصميم نيست و با قدري گذشت هم مي‌شود، ادامه داد

دانش‌آموزان بايد در مدرسه با مهارتهاي کنترل خشم آشنا شوند

او معتقد بود که مجموعه سرقتها و درگيري‌هاي منتهي به جنايت و جرح توسط افراد جوان صورت مي‌گيرد و بر اين اساس بايد از همان کودکي بر روي منع اين گونه ابزار خطرناک کار کنيم و خانواده نيز در مسير انتقال آموزه‌هاي درست به فرزندَش بکوشد و به او بياموزد، اولين تصميم، منطقي‌ترين تصميم نيست و با قدري گذشت هم مي‌شود به راه ادامه داد.

تأكيد اين كارشناس بر اينست كه بايد دانش‌آموز ما در همان مدرسه با مهارتهاي کنترل خشم آشنا شود و بياموزد که به دنبال هر اقدام خشم‌آلودي چه مسائل اقتصادي و قانوني ممكن است به وي تحميل شود و اين آموزش‌ها را مي‌توان از همان دوران دبستان شروع کرد و به اين ترتيب اگر فرزند ما از کودکي بداند که حمل وسايل خطرناکي مانند چاقو، اقدامات خصمانه و رابطه با دوستان ناراحت و خطرناک تا چه ميزان مي‌تواند موجب خسران آنها شود، قطعا هيچ‌گاه به اين گزينه‌ها روي نمي‌آورد. اگر او بداند که يک سرقت کوچک چه هزينه‌هايي به جامعه و خودش در نهايت تحميل و از انجام بسياري اقدامات خودداري مي‌كند. همچنين زمينه‌هاي کنترل تنش نيز بايد ترويج و آموزش داده شود و اين تنها از زمان شروع تحصيلات دوره دبستان مفيد است.

بالا بردن تحمل و شنيدن سخنان مخالف و کنار آمدن با وضعيت بحران حايزاهميت است

گزارش تحليلي خبرگزاري دانشجويان ايران حاكيست: بالا بردن تحمل و شنيدن سخنان مخالف و کنار آمدن با وضعيت بحران در دوران کودکي و دبستان، يعني نشستن دور يک ميزگرد و طرح اين که اگر مثلا در يک جمع چند نفره، علي معتقد بود که بايد کنار پنجره بنشيند و ديگري مانع او بود، چه بايد کرد؟ از اهميت خاصي برخوردار است.

کودکان، نوجوانان و جوانان ما بايد بيش از پيش محترم شمرده شوند

تا جاي ممکن از برخورد جبري و قهري با نوجوانان جلوگيري شود

فائق معتقد است: اولين قدم در اين زمينه بايد از سوي مجموعه نظام برداشته شود؛ به اين معني که کودکان، نوجوانان و جوانان ما بيش از پيش محترم شمرده شده و تلاش شود در رخدادهاي اجتماعي کمترين برخورد با آنها صورت گيرد و تا جاي ممکن از برخورد جبري و قهري با آنها جلوگيري شود و اين تماس‌ها حتي از سوي پليس و دستگاه قضايي به حداقل برسد و از مجاورت افراد بدون سابقه و پيشينه با افراد بزهکار جلوگيري کرد، زيرا در اين صورت است که فرد در موقعيت يادگيري قرار مي‌گيرد و تلاش شود حتي در صورت ضرورت نيز ايندسته از افراد کمتر با تحقير و توهين مستقيم و مجازاتهايي که مستلزم حبس است، روبه‌رو شوند.

براي حفاظت از دوران نوجواني و جواني بايد از گرايش به دوستاني سالم و جذاب استفاده کرد

والدين دانا بايد بدانند که وارد عرصه جنگ با فرزند شدن مانند دست و پا زدن در ميان آبهاي خروشان است

نتيجه آن که هر چه پيوند فرزند با خانواده، مدرسه و اجتماعات سالم کمتر باشد و از ميزان محيطهاي سالم نيز کاسته شود، احتمال پيوندش با گروه‌هاي متخلف بيشتر است و بر اين اساس براي حفاظت از دوران نوجواني و جواني بايد از گرايش به دوستاني استفاده کرد که الگوهايي جذاب و سالم تلقي شده که مورد استقبال فرد نيز قرار مي‌گيرند. از سوي ديگر والدين دانا بايد بدانند که وارد عرصه جنگ با فرزند شدن مانند دست و پا زدن در ميان آبهاي خروشاني است که انسان را در بر گرفته است؛ يک شناگر ماهر در برخورد با امواج متلاطم دريا، به جاي دست و پا زدنهاي بي‌مورد و نفس‌گير با حفظ موقعيت و تنفس‌هاي بجا و حرکات منظم و متعادل، خود را در مسير درست قرار داده و نجات مي‌دهد و البته اين صبوري و دقت، او را به ساحل امن مي‌رساند.

  منتشر شده در  سه شنبه 29 آبان1386  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM